بی تابی های من
...
حتی اگرآسمان به کوتاهی قدم باشد من حوا سیبی در کار باشد یا نه در آغوش تو بهشت جاریست بوسه هایت طعم سیب میدهند...
همین که میوزد در ذهنم رویایت ... برای لحظه ای ... نخ بادبادک باورم ! آنقدر غصه خوردم... دلم درد میکند وای به حال من از این به بعد.. سفر مرا از توبه هیچ کجا نمیبرَد پشت سرم آب نریز.. در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم در بی کسی ام برای تو که همه کس من بودی گریه کردم در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و آرام گریه کردم ولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم.. وحشیتر از آنی که بشود رامَت کرد چاره فقط یک گلوله است. شلیک کن! خوبی که از حد بگذرد ، ابله خیال بد کند. نگو " اگر بار گران بودیم و رفتیم...." اینها حرف مفته دلایل محکمی برای رفتن نیست بگو" با دیگران بودیم و رفتیم" سهمگین که باشد لال میشوم. میخواهم داغی باشد برای دیگر دل نبستن... فرشته ای دیگر مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام ، سرآغاز دردناک یک خداحافظی است . مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزيد، بغضتان ترکيد، کسي اينجا محتاج دعاست، اگر يادتان بود باران گرفت دعايي به حال من بيابان کنيد. کارتم دارم . من خواب دیدهام که کسی میآید من خواب یک ستارهی قرمز دیدهام هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن! سخن از حرفهایی است به کسی ، به مخاطبی ، حرفهایی که جز با او نمی توان گفت ، جز با او نباید گفت ، اما او نباید بداند ، نباید بشنود . حرفهایی که مخاطب نیز نامحرم است !!! ... دکتر شریعتی
هر بار که به من نزديک مي شوي ،
باور مي کنم هنوز مي شود زندگي را دوست داشت !
از من فاصله بگير !
خسته ام از اميدهاي کوتاه ...
ادامه مطلب
کتاب
بسته میشود،
مداد
آرام میگیرد،
و من
خاموش ...
بوسههایت
زبانی جهانیست...
و پلک چشمم هی میپرد
و کفشهایم هی جفت میشوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستارهي قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیدهام
کسی میآید.. کسی میآید
کسی دیگر.. کسی بهتر
کسی که مثل هیچکس نیست...
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را
دکتر شریعتی
بخاطر آزادی
هر زندانی رهايی
هر جهادی آسودگی
و هر مرگی حيات است....
شیوه ی شهر آشوبی ...
چرا به اين زخم ها
فرصت التيام نمي دهد زندگی ؟
| Design By : Night Skin |

